ناظم الاسلام كرمانى

321

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )

امير المؤمنين و ائمه عليهم السلام براى ترويج آن شهيد شدند از ميان رفت دشمنان دين از هر طرف روى آوردند و علماء ببعضى از فروع چسبيده اصل را از دست داده‌اند . س - شما بفرمايش علماء و آقايان هم گوش بدهيد ايشانهم حرفى دارند ميگويند ما كه زحمت براى مردم ميكشيم مردم خودشان بيغيرت و نادان هستند چرا در مقام عدل و داد برنميآيند فرض ما نبوديم مردم نبايد بفكر حال خودشان باشند مردم ميخواهند بىزحمت لقمه توى دهن آنها بگذاريم اگر صدر اسلام را ملاحظه كنيد ميدانيد كه حضرت رسول ( ص ) يك تنه كار از پيش نميبرد بلكه مردم از جان و مال خود ميگذشتند و پيغمبر خود را يارى مينمودند و پيش ميبردند ( نابرده رنج گنج ميسر نميشود . . . . ) مستدعى است مرخصم فرمائيد انشاء اللّه فردا شب خدمت جنابعالى در همين موقع ميرسم و عرايض لازمه بنحو اوفى و اتمّ خواهيم كرد تا بدانيد و تصديق فرمائيد اين همه ظلمى كه بمردم مىشود از بىهمتى و بىغيرتى خود مردم است ( انتهى ) . در شبنامهء مزبور در يكى از سئوالات مينويسد اتابك مجلسى فراهم نموده كه وزراء رأى بدهند الى آخر . در اين سئوال اشاره كرده است بمجلسى كه بعنوان شوراى دولتى در باغ شاه تشكيل يافت و شرح آن از اين قرار است كه پس از هياهو و گفتگوهاى بسيار بين مردم و انعقاد انجمنهاى مخفى و علنى از قبيل حوزهء اسلاميه كه آقايان و علماء در ايام دوشنبه و جمعه مجمعى سيّار در خانه‌هاى يكديگر باسم حوزهء اسلاميه برپا مينمودند و از قبيل انجمن علمى اتحاديه كه طلاب تشكيل نموده و ساير مجامع و انداختن اعلانات و شبنامه‌هاى ژلاتينى در كوچه‌ها و خيابانها و مدارس و مكاتب . عين الدوله صدر اعظم ايران را بخاطر رسيد كه بتدبير مردم را ساكت نموده و تقصير را به گردن كسى ديگر وارد آورد لذا يك روز در باغ شاه كه نزديك به شهر و در پشت خندق بين شمال و مغرب طهران واقع است مجلسى منعقد نمود و شاه هم براى رفتن به ييلاق نقل مكان كرده و در آنجا چند روزى توقف فرمود رجال دربارى و وزراء دولتى را در آن انجمن گرد آورده و گفت همه ميدانيد كه اعليحضرت پادشاه دستخط تأسيس عدالتخانه را صادر فرموده اگرچه گفته‌ام نظامنامهء عدليه را بنويسند و الان مشغول اتمام و تصحيح آن ميباشند لكن من تا به امروز بمسامحه و مماطله گذرانيده‌ام و اجراء دستخط شاه و انعقاد عدالتخانه را كه ملّاها ميخواهند بعهدهء تعويق انداخته لكن آقايان از اين كار دست برنميدارند و هر روز مكاتيب و پيغامات آنها ميرسد مردم هم از نوشتن اعلانات و شبنامه‌ها منصرف نميشوند آيا صلاح ميدانيد دستخط اعليحضرت را بموقع اجراء گذارده و بر طبق آن رفتار و يا صريح جواب گفته آنها را مأيوس كنيم و در مقابل ايستاده ممانعت از تقاضاى مستدعيات آنها كرده اگرچه باستعمال قواى دولتى باشد اهل مجلس خاموش شده جوابى ندادند مجددا عنوان و مذاكره نمود و جواب خواست . احتشام السلطنه كه از رجال متدين و متموّل بود و هيچوقت ملاحظه از كسى نداشت و غرض نوعى را مقدم بر غرض شخصى ميداشت مدتى هم در خارجه بعنوان سفيرى و وزير مختارى بسربرده در جواب گفت صلاح دولت بر اجراء دستخط است چه اگر دستخط اعليحضرت را اجراء نداريد ديگر ملت اعتماد بقول و دستخط شاه نميكند و نيز شرف دولت ميرود چه ملت آن هم رؤساى آنها و روحانيون